nightcapz

Friday, June 13, 2008
یادت می آید عزیزم ! ؟
...آخرین ردیف از دیوارهایی که در مسیر کاشته بودی
باید بگویم تمام آنها به ترتیب روبروی من در صحت و سلامت سبز شدند
.و در زمستان روزهایم به بار نشستند

من امروز بر بالای بلندترین دیوار نشسته ام
...و خیال پایین آمدن هم ندارم
  1 comments

بیاد ندارم روزی از کودکی ام را بی دعوا و دغدغه
.با دوستانم گذرانده باشم
عموماً مرا بازی نمی دادند و من در جنون خردسالی ام
.به خواهر و مادرشان فحش های رکیک می دادم
بی ارتباط نیست که امروز در زمین کوچک زندگی ام
.هرگز کسی را بازی نخواهم داد
  1 comments

© 2006 nightcapz| Blogger Templates by N.Yegg.
www.irulz.com

 
 
Archives