| سرباز بی آنكه بدود، تا حد توانش تند راه می رود گويی می ترسد كسی تعقيبش كند و به هر حال حضورش همانقدر شك رهگذران را بر می انگیزد كه پرواز هواپیمایی. اما تا جایی كه چشمش می تواند در راستای خاكستری آن خیابان سرراست ببیند، هیچ موجودی پدیدار نیست، و هر بار كه سرباز رو برمی گرداند تا به پشت سرش نگاه كند، بی آن كه از سرعت اش بكاهد همچنان ...مستقیم پیش می رود، می بیند كه هیچ تعقیب كننده ای دنبالش نیست پیادرو سفید پشت سرش همانقدر خالی است كه در همه ی جهات دیگر، فقط خط جاپاهای چكمه های میخ دار خودش هست، كه هر بار سرباز رو برگردانده ...كمی انحراف نشان می دهد |