| سكوت او در اين حالت معنای متفاوتی دارد چيزی شبيه سكوت مادربزرگ هنگامی كه ادامه ی داستان را خوابش برده .و وقت خوردن قرص های خواب آورش گذشته باشد ------------------------------
كناره های خيس و خالی خيابان كه رد قدم های تو را تا انتهای تاريك افق تعقيب مي كنند؛ و من كه لب های تو را در ازای فراموشی اش .روی ديوار، برای عابران نقش می كنم |